ژوکر تنهـــــا

سالیتر نوعی نفرین خانوادگی است و همیشه ژوکری هست که فریب را در می یابد. نسلها یکی پس از دیگری می آیند و می روند اما ژوکری روی زمین راه می رود که هیچ گاه در معرض تاراج زمان قرار نمی گیرد.

ژوکر تنهـــــا

سالیتر نوعی نفرین خانوادگی است و همیشه ژوکری هست که فریب را در می یابد. نسلها یکی پس از دیگری می آیند و می روند اما ژوکری روی زمین راه می رود که هیچ گاه در معرض تاراج زمان قرار نمی گیرد.

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

ورق دویست و چهل و پنجم

دوشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۱۱ ق.ظ

این چه قانونیه؟ این چه خلقتیه؟

این اصلا عادلانه نیست که بین این همه کشور تو دنیا، توی کشوری به دنیا بیای که تمام حق و حقوقت رو ازت بگیرن!

این اصلا عادلانه نیست که بین میلیون ها خانواده تو دنیا، تو یه خانواده با افکار بسته و نیمه مذهبی به دنیا بیای!

 این عادلانه نیست که تا اخر عمرت نتونی اونجوری که دلت میخواد زندگی کنی!

این عادلانه نیست که ازادی های دیگران رو ببینی و بخاطر عدم ازادی خودت، از دیگران متنفر بشی و تو دلت بخوای که سر به تنشون نباشه!

چرا دنیای من شبیه زندونه، اونم زندون انفرادی؟! تاوان کدوم گناه رو دارم پس میدم؟ فکر کردن به علل خلق این دنیا و ادمهاش حالمو بد میکنه. اصلا این دنیای پوچ که هیچ چیزی از خودت نمیتونی واسه گفتن و انجام دادن داشته باشی، چه فایده داره؟

کاش میشد یه روز صبح از خواب بیدار بشم و ببینم از این مرزها و حصارهای دور و برم خارج شدم و به دنیای تازه ای پا گذاشتم که در اون ازادی، معنیه واقعیه بودن هست.

کاش فقط ای کاش...


امضا: ژوکر

  • ژوکر تنها

نظرات  (۲)

یادمه جوون که بودیم با اینکه پدر و مادرهامون به تناسخ روح اعتقاد نداشتند اگراز بدنیا آمدنمون ناراضی بودیم می گفتند برو خدا را شکر کن که جونوریا درخت به دنیا نیومدی و اینطوری حس اینکه شرایط بهتری داریم را داشتیم در هر صورت با کلمات با ما ما بازی می کردند ... حالا واقعا نمیدونم اگه بچه ی خودم این سوال رو ازمن کرد چی جواب بدم 
امیدوارم که همه ی آدمهاعاقبت خوبی داشته باشند 
پاسخ:
دقیقاً بعد از خوندن مطلبی درباره تناسخ این افکار دوباره اومد تو ذهنم. تناسخ چیه؟ کدوم کشک؟ بر فرضم که تناسخ وجود داره و منی که الان زندگی بدی دارم، دارم تاوان زندگی پیشین خودم رو پس میدم. چه فایده وقتی روحمم خبر نداره. فرض میکنم من تو زندگی پیشینم اصن جونورم نبودم، یه آدمی بودم با یه زندگی مرفه، الان ولی زندگیم سخته. خب من وقتی هیچ لذتی رو در ذهنم ندارم، پس گورِ بابای دنیا و همه ی این خرافات.
واقعاً چی باید بگیم؟ مایی که خودمون حقیقت هیتی رو نمیدونیم، به فرزندانمون چی میخوایم بگیم بابت این هستی ای که بهشون میبخشیم؟ بگیم که بهت هستی بخشیدم که نظاره گر ظلم  و سیاهی دنیا باشی؟ اونوقت به ما لعنت نمیفرسته؟ 
 همم تو زندگی هر کی بگردی چرا های خودشو ردیف میکنه  ولی خوب جواب این چرا هارو کی میخواد بده ؟ تنها جوابی  که من شنیدم سکوت بوده  فقط میشه با این چیزا کنار اومد یا تغییر دا  وضعو یا عادت کرد  دنبال مقصر گشتن  دقیقا عین دنبال کردن پروندت تواداره های ایرانه به هیج جا نمیرسی فقط وقت و اعصابتو اذیت میکنی
پاسخ:
اتفاقا همین درجا زدن ها و سکوت کردن ها روح آدم رو به اسارت میگیره. یهو دیدی مث اسب سرکش طغیان میکنی و هیچ جوره نمیتونی این احساسات رو کنترل کنی. باید واسه رسیدن به این خواسته و خلاصی از این جبر ها یه راهی وجود داشته باشه. وگرنه دنیا خیلی بی معنی میشه!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">