ژوکر تنهـــــا

سالیتر نوعی نفرین خانوادگی است و همیشه ژوکری هست که فریب را در می یابد. نسلها یکی پس از دیگری می آیند و می روند اما ژوکری روی زمین راه می رود که هیچ گاه در معرض تاراج زمان قرار نمی گیرد.

ژوکر تنهـــــا

سالیتر نوعی نفرین خانوادگی است و همیشه ژوکری هست که فریب را در می یابد. نسلها یکی پس از دیگری می آیند و می روند اما ژوکری روی زمین راه می رود که هیچ گاه در معرض تاراج زمان قرار نمی گیرد.

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

ورق دویست و هفتاد و پنجم

سه شنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۵۴ ق.ظ

مرگ مثِ یه چاله هست.

نه! مثِ یه سیاه چاله! سیاه چالی در زمان!

وقتی عزیزی رو از دست میدی، انگار زندگیت افتاده تو یه حفره عمیق و سیاه تو دلِ زمان. مکان معنی واقعی خودش رو از دست میده و تنها چیزی که باقی میمونه، حالتی از ابهامه! یجور گیجی که اصلا" نمیفهمی چیه و چجوری داره روت اثر میذاره!

از مکان خارج شدم ولی نمیدونم تو چه زمانی هستم! نمیدونم دور و برم سیاهه یا خاکستری! سفیدی دیگه معنایی نداره. تا وقتی تو حال خودتی، همه چیز عادیه ولی میون این همه دغدغه و مشغله زندگی یهو یه حس عجیبی بهت دست میده. انگاری که دلت هُرررری میریزه زمین. باز میفتی تو سیاه چاله و نمیدونی اصلا" کجا و تو چه زمانی هستی! هی از خودت میپرسی اون که رفته، کِی رفته؟ اصلا" بود که الان نیست؟!! تمام زندگی گذشته و حال و آینده‌ت به یکباره در پرده‌ای از ابهام قرار میگیره!

مرگ مث یه تلنگره که با یادآوریش تازه میفهمی که یه نفر تا چند وقت پیش بود ولی الان نیست! میگن مرگ حقه و بازمانده‌ها باید به زندگی عادیشون برگردن. آره، زندگی عادی میشه. غیر عادی بودن، اون موقعی میاد سراغت که کسی یهو از رو شباهت اسمی، نسبت فامیلیت رو با کسی که رفته میپرسه و تو با لبخند جوابشو میدی. تا اینجا زندگی عادیه ولی وقتی پشت بندِ لبخندت میگه خدا رحمتش کنه، یهو قلبت هررری میریزه و بغض تمام وجودتو میگیره و دیگه نمیتونی جوابشو بدی و فقط دست میبری به چشمات که اشکاتو پاک کنی! باز میفتی تو سیاه چاله و از زمان و مکان خارج میشی! اون موقع هست که با خودت میگی: نه، مرگ یه مصیبته و بعدِ اون زندگی هرگز عادی نمیشه....



امضا: ژوکر

  • ژوکر تنها

نظرات  (۴)

سلام به ژوکر عزیز 
انشاءالله که خوبی 
پاسخ:
سلام دوست خوبم. آره خوبم. هم کمی سرم شلوغه و هم گرمای هوا حوصله پست گذاشتن نمیذاره برام. به یادتون هستم :)
کلی لذت بردم از صدای مرحوم بسطامی 
انتخابت عالی بود و ووصف حال ...
پاسخ:
درود بر شما بانو 
زندگی عادی اصلا یعنی چی ؟روتین و روزمرگی؟ همه برمیگردیم به این روتین حتی بعد  وحشتناک ترین اتفاقا  ولی این طعم زندگیه که عوض میشه  
مرگ مثل یه پردست که  راز بزرگی رو مخفی میکنه  این که بعد جدایی چی میشه ولی ازون سمت هم  پرده ای هست که از جلو چشمات کنارمیره و پوچی ادعای ما نسبت به همه داشته هامون رو ثابت میکنه   پولت لباست خانوادت نفست  عاریه های  لحظه ای هستن که هر لحظه  ممکنه دیگه مال تو نباشن
پاسخ:
به ظاهر برمیگردیم به زندگی روزمره و در باطن همه چیز رنگ دیگه ای گرفته. غباری روی قلب میشینه که هرچی میخوای پاکش کنی، پاک نمیشه. واقعاً این زندگی پوچ چه ارزشی داره. نه ارزش شاد بودن دارن نه غصه خوردن. زندگی یه روند کاملاً بیخوده. ارزو داشتم که هرگز نه دنیایی وجود داشت و نه من..
عادت کردن به غم دوری و سعی در باورش خیلی سخته 
پاسخ:
بدترین چیز عادته. عادت به هرچیزی...

صبح عزیز من حتی با وی پی ان هم یه مدته که نمیتونم تو وبتون کامنت بذارم!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">