ژوکر تنهـــــا

سالیتر نوعی نفرین خانوادگی است و همیشه ژوکری هست که فریب را در می یابد. نسلها یکی پس از دیگری می آیند و می روند اما ژوکری روی زمین راه می رود که هیچ گاه در معرض تاراج زمان قرار نمی گیرد.

ژوکر تنهـــــا

سالیتر نوعی نفرین خانوادگی است و همیشه ژوکری هست که فریب را در می یابد. نسلها یکی پس از دیگری می آیند و می روند اما ژوکری روی زمین راه می رود که هیچ گاه در معرض تاراج زمان قرار نمی گیرد.

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

ورق سیصد و دوازدهم

سه شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۲۶ ب.ظ


ره آوردِ گشت و گذارِ دو ساعته و قدم زدن تو  خیابون و رفتن به کافه دنجی که هرازگاهی همدم تنهاییامه، این برگ خشک بود که هر روز زیر پای ده ها و شاید صدها نفر خرد میشه و فقط تعداد کمی به بودن و زیبایی و حس نابی که این برگ ها میدن، توجه میکنه! همیشه عاشق خش خش برگ های پاییزی بودم و هنوزم که هنوزه، موقع رد شدن از پیاده رو، با نگاه به زمین، برگ ها رو زیر پاهام له میکنم تا صدای پاییز رو بشنوم و چه لذتی میبرم از این کار.

کودک شده بودم، یه کودک 27 ساله. از لاکِ آدم بزرگا در اومدم و با کتونی سفیدِ گلدارم روی جدول کنار خیابون راه میرفتم و زیر لب میخوندم "شهید کن خودت را بااااا.... ترامادول، دوباره اشتباه کن بااااا.... ترامادول" نه که برام مهم نباشه، ولی اهمیتی ندادم به نگاه دیگران. اصولاً سعی میکنم مبادی آداب و شسته رفته باشم ولی نیاد اون روزی که دیوونگی بزنه به سرم! دیگه انگار هیچ کس رو نمیبینم و میشم خودِ خودم، همونی که میخوام. دختری که از هر نوع منع و قانون و قاعده و شرعی بیزاره و همه رو درهم میشکنه. به قول رفقا، یه چپِ کله خر! 

کافه خلوت بود، فقط من بودم. با قهوه میونه خوبی ندارم، یه کاپوچینوی تا حدی شیرین و یه تکه کیک شکلاتی میتونست حالِ تلخِ این روزامو کمی خوب کنه و دلتنگیامو کم کنه. کاپوچینو مقدمه ای بود تا سر صحبت با صاحب کافی شاپ باز بشه. از اِفه های بیخودی که این روزا مردم در رابطه با قهوه میذارن حرف زدیم و اینکه عموماً مردم میخوان به زور بگن ما قهوه خوریم و این حرفا که مثلاً تریپ روشنفکری بردارن! در آخر ترجیح هردومون به چایی بود. چایی و دیگر هیچ (من به واژه "چای" حساسیت دارم!). از میون قفسه کتابها، مسخ رو برداشتم. تا زمانی که اونجا بودم چند صفحه ای رو خوندم. بقیشو گذاشتم تا دفعات بعدی بخونم. 

هوا تاریک شده بود. راهی خونه شدم. حالم خوب شده بود، خیلی خوب. نزدیک خونه که رسیدم یه انرژی منفی اومد سمتم. یادم اومد که شب قبل چه اتفاقی افتاده بود و باز عصبی شدم. از عرض خیابون که رد میشدم یه ماشین با نور بالا داشت نزدیک میشد. سرعتم رو کم کردم. با خودم گفتم بسه دیگه این همه بیهوده زندگی کردن و فدا شدن واسه دیگران، این دفه بخاطر خودت فدا شو. یک آن به یادم اومد کسی هست که تنها دلیلِ تحملِ این همه رنجه، کسی که تنها دلیل زنده بودنش منم. سرعتم رو زیاد کردم تا بازم فدای کسی دیگه بشم ...


امضا: ژوکر

  • ژوکر تنها

نظرات  (۳)

بله می دونم یک نماده من اتفاقاً بعضی از آهنگهای شاهین نجفی را دوست دارم و گوش می کنم اما شما عاقلی و آهنگ را تعبیر می کنی و منظور را می فهمی خیلی ها اینطور نیستندکلاً با خوندن این سبک آهنگهای تحریک کننده موافق نیستم . 
امیدوارم همیشه خوب باشی 
پاسخ:
البته خود شاهینم در مورد آهنگاش توضیح میده همیشه و اتفاقا همیشه میگه مخاطب واقعی من اونیه که به عمق مساله فکر کنه نه اینکه الان با این اهنگ بره معتاد بشه 
عجب کاری کردی از این کارها لطفاً نه بنویس نه انجام بده کلی وحشت کردیم این آهنگها هرچقدر هم زیبا باشند واسه چند تا جوون میخونند خودشون جرات هیچ کاری ندارند 
پاسخ:
نه اتفاقا اصلا مضمون این آهنگ این نیست. ترامادول یه نماده فقط. منظور این نیست که بخوری خودتو داغون کنی، خیلی فراتر از این چیزاس. کل آهنگ، درد و رنجیه که سیاست و دستگاه های حاکم به مردم دنیا وارد میکنن و به نوعی نمادین میخاد خودش رو از دیدن این ظلم و ستمگری ها رها کنه.
چه کار خفنی کردی  من چند سالی هست رو جدول راه نرفتم این ترامادول چیه کی خونده 
قهوه   ... من یه بار حس کردم دارم شن میخورم  ازون روز فهمیدم تیره فکر میمونم 
وای تو کلا احساساتت همش در حال دنده عوض کردنه اونم شدیدا 
پاسخ:
من زیااااد رو جدولا راه میرم. هروقت تیپ اسپرت بزنم، به سرم میزنه این کار :)
منم با قهوه میونه ای ندارم. علتشم اینه که از بچگی بهش عادت نکردیم و تغییر زائقه تو این سن دیگه خیلی سخته!
خخخخ دقیقا. چندوقتیه که حس میکنم چند شخصیتی شدم 😂
این آهنگم اسمش "ترامادول" است، شاهین خونده. خیلی خوبه لامصب

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">